اهمیت مطالعات تاریخی، با فرض پذیرش مفهوم «تاریخ‌مندی» انسان است که تفکر و رفتار فردی- جمعی جامعه انسانی را در نسبت با تاریخ تفسیر پذیر می کند. این موضوع را با نظر به چند ملاحظه می توان مورد تأکید قرار داد:

1- تفسیر وقایع تاریخی و تاریخ ساز، در درون تسلسل وقایع تاریخی

 تسلسل تاریخی به این معنا که وقایع بزرگ و تاریخ ساز، منجر به ظهور وقایع دیگر تاریخ می شود. فرضاً انقلاب اسلامی موجب تصرف سفارت آمریکا و سپس در همین روند موجب حمله عراق به ایران شد. برابر این نظریه، پیوستگی حال با گذشته و با آینده، تابع منطق «تسلسل تاریخی» است. بنابراین اهمیت مطالعات تاریخی تحت تأثیر منطق تسلسل وقایع تاریخی قرار دارد، زیرا شناخت هر واقعه تاریخی، زمینه مطالعه سایر وقایع را فراهم می‌کند و از این طریق روند بهم پیوسته تاریخ شکل می گیرد.

2- ظهور وقایع تاریخی در واکنش به وضعیت و موقعیت‌های حاکم

برابر نظریه «رابطه علت و معلولی» در ظهور پدیده های اجتماعی، وقوع رخدادها و عملکرد فردی- اجتماعی،  تحت تأثیر منطق روابط علت و معلولی تفسیر می شود. بنابراین موقعیت ها و وقایع تاریخی، نقطه ثقل تحولات و چرخش‌ها در زندگی فردی- اجتماعی است. زیرا هر موقعیتی در پیوند با موقعیت پیشین قرار دارد و در عین حال زمینه پیدایش وضعیت جدید را فراهم می کند. در نتیجه ضرورت مطالعات تاریخی به دلیل امکان پذیری فهم وقایع گذشته و پیش بینی آینده است.

 بنا براین وقتی وضع کنونی را حاصل گذشته می دانیم و برای آینده احساس نیاز به تجربه گذشته داریم، برقراری پیوند تاریخی در ذیل مفهوم زمان و رابطه علت و معلولی در وقوع رخدادها، موجب رجوع مکرر تاریخی و تاکید بر ضرورت مطالعات در موضوعات و مسایل مختلف تاریخی می شود.