دکتر هادی نخعیبا وجود آنکه پس از مرگ عزیزانمان، ازجمله مرحوم دکتر هادی نخعی، تأثرات روحی اولیه به تدریج کاهش یافته و امکان نگاه به تفکر و عملکرد آنها را برای ما فراهم می کند، در عین حال گرد و غبار برآمده از گذشت زمان و تغییر شرایط، موجب غفلت از  ضرورت تأمل و بازبینی تلاش ها و اقدامات آنها می شود. در برابر این دوگانگی اجتناب ناپذیر چه باید کرد؟

حوزه مطالعات جنگ به اعتبار مسئله امنیت ملی و تاریخ نگاری ابعاد سیاسی- نظامی آن، دو موضوع اساسی است که راویان جنگ در مرکز «مطالعات و تحقیقات جنگ» در سطوح و با روش مختلف به آن پرداخته اند. بنابراین برای شناخت رویکردها و روش‌های مورد استفاده و تداوم آن، باید نسبت به تلاش‌های راویان شامل تفکر و عملکرد پژوهشی آنها در این حوزه، توجه صورت بگیرد.

این مهم یا به شکل ساختاری باید از سوی مرکز اسناد صورت بگیرد که از سوی راویان بنیانگذاری و توسعه داده شده است، یا در چارچوب هویت «کانون راویان» انجام شود. در واقع الزامات و نیازمندی های این بررسی و نتایج آن بیش از آنکه فردی و یا خانوادگی باشد، باید بصورت ساختاری و روشمند انجام شود.

با ملاحظه یاد شده، فرصت را مغتنم شمرده، می خواهم از جایگاه مرحوم دکتر هادی نخعی در مطالعات جنگ یاد کنم. به نظرم نخعی در حوزه مطالعات جنگ به دلایلی که به آن اشاره خواهم کرد، یک استثناء و متمایز از دیگران بود. این باور را از ابتدا داشتم و به مناسبت های مختلف بیان می کردم. چنانکه در یک جلسه، مرحوم دکتر اردستانی سئوال کرد؛ منظورت چیست که همیشه این موضوع را طرح می کنی؟ نمی دانم آیا فرصت شد تا به ایشان پاسخ بدهم یا خیر، ولی برای روشن شدن این موضوع و اهمیت آن، می توان به فرآیند مطالعات و نتایج عملکرد مرحوم نخعی رجوع کرد.

1- مرحوم نخعی به لحاظ شخصیتی، چند ویژگی اساسی داشت که شامل؛ سخت کوشی و پشتکار چشم گیر، فکر عمیق و توانایی بررسی موضوعات، در دو سطح جزیی و کلان بود. مطالعه آثار وی در زمینه های مختلف از جمله درباره نقش گروه های سیاسی و کارکرد سیاسی- امنیتی آنها علیه انقلاب، در میان دوستان و همکاران دفتر سیاسی سپاه متمایز است و می تواند ابعاد فکری و روشی نخعی را آشکار کند.

2- تلاش های مرحوم نخعی در حوزه «روش شناسی» مطالعه جنگ ایران و عراق، نقش اساسی در شکل گیری ساختار پژوهشی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ و روشمندی تلاش راویان و پژوهشگران داشت. بر این باور هستم که بدون تلاش‌های فکورانه و سخت کوشانه و پیگیرانه نخعی، شاکله و روش تاریخ نگاری جنگ شکل نمی‌گرفت، چنانکه ساختار پژوهشی روزشمار جنگ نیز به سرنوشت روشنی منتهی نمی‌شد.

اگر آنچه ذکر شد بعنوان خطوط کلی تلاش های فکری و عملی مرحوم دکتر نخعی در سطح رویکردی و روش‌شناختی محسوب شود، ضرورت پرداختن به اندیشه و عملکرد وی در حوزه مطالعات جنگ، بیش از گذشته روشن می شود.