اشاره

یادداشت دوست عزیز و گرامی جناب آقای نیازی در نقد یادداشت «نقدی بر رویکرد معنوی و خاطره محور» که در سایت منتشر شده، ناظر بر دو موضوع اساسی است:

1- جنگ ابعاد مختلفی داشته است که تنها با روش پژوهشی قابل حصول نیست و لذا استفاده از رویکرد معنوی و روش خاطره گوئی برای شناخت سایر ابعاد جنگ که ثبت و ضبط نشده است، ضروری است.

2- تمرکز بر رویکرد پژوهشی با رجوع به گفتار و نوشتار فرماندهان، همچنین اسناد که از الزامات پژوهش در باره جنگ است، شناخت جنگ را محدود به موضوعات خاصی خواهد کرد.

   نقد جناب نیازی به لحاظ رویکردی و روش شناختی به این اعتبار قابل پذیرش است که موضوع مورد بحث را به همین یادداشت محدود و مسئله اساسی مورد بحث را نادیده بگیریم. مسئله اساسی مورد بحث که منجر به انتشار یادداشت و نقد رویکرد خاطره محور شده است، بر پایه این فرض قرار دارد که؛ جنگ یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز است که هویت و موجودیت یک کشور و ملت را به مخاطره می اندازد. به این اعتبار نباید در مطالعه جنگ و استفاده از رویکردها و روشهای مختلف، مسئله جنگ را به امر دیگری تقلیل داد. بنابر این ضرورت بیان سایر ابعاد جنگ، در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی»، بمعنای مجموعه تفکر و رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، محل بحث و مناقشه نیست، بلکه نقدی که صورت می گیرد بر «تقلیل گرایی» مسئله جنگ، بعنوان یک مسئله استراتژیک، به امر دیگر است.

 بر این باور هستم که آنچه از سوی مقام معظم رهبری در حوزه مباحث استراتژیک در جنگ بیان و رفتار شده و امروز «موقعیت منطقه‌ای ایران» تنها بخشی از نتایج آن می باشد، در مطالعه و نگرش به تجربه جنگ ایران و عراق مغفول واقع شده است. بنابراین اگر تجربه جنگ با عراق با «رویکرد راهبردی و با نظر به آینده» مورد بررسی قرار بگیرد، می تواند از «موقعیت و نظریه ایران قدرت منطقه ای»، بعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب و نظام در یک دهه اخیر پشتیبانی کند. با این توضیح، امیدوارم نه تنها مسئله مورد بحث روشن شده باشد، بلکه راه برای گفتگو در این زمینه گشوده شود. همچنین مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در کنار اقدامات گسترده و شایسته ای که انجام داده و می‌دهد، به این موضوع اساسی که شاکله و جهت گیری ماموریت‌های سپاه را تشکیل داده است، توجه خاص داشته باشد.  در ادامه، نقد آقای نیازی از نظر خواهد گذشت.

************************

پس از دیدن یادداشت «نقدی بر رویکرد معنوی و خاطره محور» در سایت، به نظر رسید توجه به نکات زیر خالی از لطف نباشد.

تردیدی وجود ندارد که دو پدیده تقریباً هم‌زمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر ادبیات تاریخی ایران تاثیرگذاشته و زمینه را برای ظهور ادبیات نوینی در تاریخ ایران فراهم آورده است. با وجود این موضوع دفاع مقدس رویدادی متفاوت در تاریخ ایران بوده است و بدلیل طولانی بودن مدت زمان آن و خلق حماسه های بی بدیل اکنون بعنوان نمادی روشن و مترقی از پایداری، هویت و سلحشوری ملت ایران مورد توجه همگان واقع شده است. بر این اساس این حماسه بزرگ سبب ایجاد، گسترش و تولید آثار متعددی در حوزه تاریخ و ادبیات حماسی شده است. پس دفاع مقدس بعنوان یکی از پدیده‌های شگرف عصر حاضر بر فرایند ادبیات و تاریخ ایران تأثیر عمیقی گذاشته است و با توجه به گستردگی ابعاد جنگ بویژه حضور عمومی اقشار مختلف مردمی در آن شکل گیری موضوعات متنوعی را در حوزه ادبیات، تاریخ، هنر و پژوهش بدنبال داشته است، که هر کدام از آنها در جای خود نیازمند بررسی و تولید آثار فاخر می باشند. در این میان اگرچه به شیوه نقل خاطرات و مکتوبات این حوزه نقدهای جدی وارد بوده و ضعف هایی در آثار تولید شده دیده میشود! اما اصل بیان و مکتوب کردن خاطرات رزمندگان و ایثارگران که به صداقت و صفای باطن شناخته شده اند، موضوعی ضروری و اجتناب ناپذیراست. از طرفی سهل الوصول ترین، متنوع ترین و همه گیرترین مسیر بیان وقایع آن دوران پرحماسه، در قالب بیان خاطرات امکان پذیرتر است.

مگر چند درصد موضوعات جنگ ثبت و ضبط شده است؟ آیا بیشتر وقایع پر رمز و راز آن دوره در سینه ی افراد خالق آن حماسه ها نیست؟ آیا دلهره ها، اضطراب ها، تردیدها، حماسه آفرینی ها، رشادتها، و شجاعتهای بی نظیر رزمندگان در موسم خط شکنی ها به مانند جلسات طرح ریزی ثبت و ضبط شده اند؟ که اکنون فقط از مسیر پژوهش بتوان آنها را به نسل بعدی منقل کرد؟ آیا حماسه های رزمندگان تخریب چی، بسیم چی ها، تک تیراندازها، تیربارچی ها، آرپیجی زن ها، توپ چی ها، دیده بانها، لودرچی ها، رانندگان، امدادگران، پزشکان و پرستاران، تدارکاتجی ها، ادواتی ها، خلبانها و... همه و همه ثبت و ضبط شده است؟

باید بپذیریم که اتکاء به بخش کمی از موضوعات جمع آوری شده با همه ارزشمندی شان، ضامن انتقال همه ی مفاهیم و حوادث جنگ نیست! و پرداختن فقط به ابعاد پژوهشی جنگ، باعث غفلت از جان مایه و روح اجتماعی  جنگ شده و تمام ابعاد آن حماسه ماندگار را منتقل نخواهد کرد. بنابراین برای انتقال واقعیات و حقایق آن دوران پرحادثه، هم تولید آثار تاریخی، پژوهشی و تحلیلی، هم تولید آثار مستند و اسنادی، هم ادبیات داستانی و هنری، هم گزارش‌نویسی و روزشمار، هم تاریخ شفاهی و شخصیت‌شناسی و هم خاطره نگاری ضروری است.

شما می نویسید: «رویکرد معنوی و خاطره محور، شناخت جنگ را محدود به ملاحظات خاصی می‌کند که بیشتر از مسیر «منِ فردی» و با بیان خاطرات عبور می کند. در واقع این نگاه در حالیکه برخی وجوه جنگ را آشکار می کند، ولی به همان میزان امکان بررسی های دیگری را که لازمه شناخت کامل از تجربه جنگ با عراق است، محدود خواهد کرد.» این در صورتی است که معطوف شدن برخی اقدامات و برخی نگاهها به چند چهره شاخص سیاسی و نظامی جنگ، باعث محدود کردن شناخت روحیه سلحشوری و ایستادگی ملت در 8 سال دفاع مقدس میشود. آیا اتکاء به مباحث خشک سیاسی و به قول شما راهبردی جنگ، آنهم محدود به افراد تصمیم گیر، شناخت کامل از تجربه جنگ با عراق را محدود نخواهد کرد؟  

شما در ادامه می نویسید: «در واقع خاطرات وجوه سیاسی و راهبردی جنگ و کلیت آن را اشکار نخواهد کرد، بلکه تنها بر سلوک فردی رزمندگان، بعنوان بخش محدودی از موضوعات جنگ تاکید دارد.» در صورتیکه اتکاء صرف به اسناد و افراد محدود، بخش محدودی از موضوعات جنگ را پوشش داده و اصل ماجرا و متن حادثه که خالق آن بدنه ملت ایران بوده اند، همواره نادیده گرفته میشود! اگرچه سهم نظامیان، فرماندهان، طراحان و تصمیم گیران جنگ کاملا محفوظ و قابل دفاع است، اما باید پذیرفت که بار اصلی این حادثه بزرگ به دوش مردم و اقشار مختلف جامعه بوده است! حال سئوال اساسی این است که جایگاه هزاران هزار رزمنده ای که مخلصانه اجرای این راهبردها را در صحنه نبرد به عهده داشته اند کجاست؟ آیا وقت آن نرسیده که یک حماسه بزرگ را با همه ی ابعادش روایت کرد؟ آیا وقت آن نرسیده که همه ی این حماسه بزرگ و ملی را منحصر به چند چهره شناخته شده سیاسی و نظامی نکنیم؟ آیا وقت آن نرسیده که از شهیدان، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و ایثارگران این مرز و بوم در نقاط دور افتاده کشور هم حرفی بزنیم و خاطرات شان را مکتوب کنیم؟

شما در چندجای متن نیز موضوع «تجربه فرهنگی- معنوی» دفاع مقدس را نقد و آن را ابزاری و محدود کننده شناخت جنگ می دانید! ضمن تاکید مجدد بر اینکه شیوه های موجود خاطره نگاری نیاز به اصلاح جدی دارند! اما در این باره هم این سئوال مطرح است که مگر چیزی جز فرهنگ اصیل عاشورایی و چیزی جز اتکاء به یک مکتب مترقی دینی و یک رهبر الهی و معنوی جنگ را اداره کرد و پیش برد؟

در پایان اگرچه حرف در این حوزه بسیار است ولی بمنظور پرهیز از طولانی شدن کلام، توجه تان را به بخش کوتاهی از بیانات رهبر معظم انقلاب در شب خاطره 4 مهرماه 1397 جلب می کنم. «اولاً لازم است تشکر کنم از کسانی که این پرچم را برافراشته نگه داشته‌اند. حقیقتاً صمیمانه و از ته دل متشکرم از کسانی که شب خاطره، ماجرای خاطره‌نویسی، ماجرای خاطره‌گویی و جریان احیای حوادث دوران دفاع مقدّس را زنده نگه داشته‌اند؛ واقعاً متشکرم؛ کارشان بسیار کار بزرگی است. این مطلبی که آقای سرهنگی گفت، کاملاً مطلب درستی است؛ این نوعی مرزبانی است با یک اهمیت بالا. خب حالا ما چقدر خاطره داریم؟ چقدر قصه داریم؟ ما چند صد هزار رزمنده داشتیم و هر کدام از اینها یک مجموعه‌ی خاطره‌اند. هر کدام از اینها افرادی دوست و رفیق و خانواده و پدر و مادر و همسر و مانند اینها داشتند که هر کدام از آنها راجع به این رزمنده یک صندوقچه‌ی خاطره‌اند. بعضی از این صندوقچه‌ها متأسّفانه در این سی سال، سی و چند سال، ناگشوده زیر خاک رفته، از دسترس ما خارج شده؛ حیف! حیف! این کسانی که به فکر می‌افتند -امروز به فکر می‌افتند، دیروز به فکر افتادند- که خاطره‌ی خودشان را بنویسند یا کسانی به فکر افتادند بروند از پدرها، مادرها، همسرها خاطره بگیرند، اینها دارند در واقع جلوی یک ضایعات مهم و خسارت‌بار را می گیرند و نمی گذارند ضایع بشود؛ دارند احیا می کنند این گنجینه‌های پُرارزش را، گنجینه‌های بی‌بدیل را. اینها سرمایه‌ی ملّتند؛ هم آدمهایشان سرمایه‌ی ملّت بودند، همین هایی که مانده‌اند -از جانباز و آزاده و رزمنده‌ی سابق و مانند اینها- هم خاطراتشان سرمایه‌های مردم هستند.»