توصیف و تحلیل، همچنین نقد و بررسی وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی دامنه و تنوع موضوعات، باید تابع اهداف و در نتیجه روش خاصی باشد. گرچه درباره کلیات جنگ می توان سخن گفت، اما کلیّات نیز در امتداد نگرش و روش خاص قابل بررسی و تبیین است.

علت شکل گیری نگرش های متفاوت در حوزه جنگ ایران و عراق و در سایر موضوعات، به نظرم علاوه بر اینکه متأثر از قابلیت های درونی هر پدیده ای است که امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می کند، بیشتر متأثر از نگرش افراد است. به این شکل که صورت بندی مسایل، یک امر ذهنی است و «مسئله» مابه ازاء بیرونی ندارد، بلکه در اذهان شکل می گیرد. با این توضیح تعریف مسئله عبارت از «درونی کردن» امر بیرونی است که به تعداد افراد می تواند متفاوت باشد. تفاوت تعریف مسایل در نزد افراد و جوامع مختلف تابع همین ملاحظه است و ریشه در پیش فرض‌های متفاوت ذهنی و همچنین خواسته های متفاوت آنها دارد. در واقع ملاحظه یاد شده موجب نگرش های خاصی به مسایل عام و خاص می شود.

 با نظر به مقدمه یاد شده تعریف مسایل جنگ ایران و عراق، حداقل در درون سه نوع نگرش متفاوت قابل صورت بندی است:

1- برخی در نگرش به مسئله جنگ در حالیکه به وجوه مختلف توجه دارند، اما بر «رفتار دشمن متجاوز و حامیانش» نیز تمرکز می کنند و سایر مسایل را بر محور این موضوع مورد بررسی قرار می دهند. درونمایه این نگرش، بیشتر «سیاسی و اجتماعی» است.

2- بررسی وقایع و تلاش برای «شناخت وقایع» و تبیین وقوع آن، ازجمله شرایط و واقعیت ها، در نزد برخی بیش از سایر ملاحظات ازجمله سازوکارها و منطق وقوع رخدادها مورد توجه است. درونمایه این نگرش بیشتر «واقعه نگری» و تاریخی است.

3- در برخی بررسی ها «روش مواجهه ایران» با تهدیدات عراق، تصمیم گیری و مجموع اقداماتی که انجام شده یا نشده است، بیش از سایر ملاحظات مورد توجه است. درونمایه این نگرش نیز «سیاسی» است هرچند در بررسی های تاریخی با تمرکز بر وقایع می توان مجموعه مسایل را در کنار هم بررسی کرد.

با این توضیح، نقد و بررسی ها نیز تابع نگرش ها است و روش نیز متأثر از مسئله است که درونمایه نگرش و شکل آن را تشکیل می دهد. بنابراین نمی توان در موضوع و مسئله مهم جنگ، نگرش و روش ها را محدود کرد، زیرا علاوه بر قابلیتهای موضوع جنگ برای نگرشها و تبیین متفاوت، ظرفیت افراد نیز برای رویکرد جدید به موضوعات و مسائل تاریخی متنوع و گسترده است.