در تمام چهار دهه گذشته، بیشتر به وقایع سیاسی، نظامی و امنیتی در زمان جنگ و پس از آن، توجه و برای بررسی آن اقدام کرده ام، اما زندگی در جنگ را با وجود اهمیت آن، هیچگاه دستمایه بررسی قرار نداده ام. پرسش این است که آیا روش یاد شده به دلیل علایق و توانمندی شخصی بوده است یا بیانگر توجه و تاکید بر آنچه اهمیت داشته، بوده است؟

پرسش مهمی است که پاسخ به آن دشوار است، ضمن اینکه در حالیکه نقدی بر زندگی و تفکر گذشته ام و آنچه انجام داده ام، بصورت مستقیم نیست، ولی ناظر بر ارزیابی کلیّت تفکر و رفتار گذشته و به نوعی نقدی بر زندگی گذشته ام می باشد.

آیا آنچه انتخاب کرده و به آن اهتمام داشته ام، خود نوعی زندگی نیست؟ با نظر به اینکه چیزی بیرون از زندگی وجود ندارد که در آن زندگی کرد، در واقع آنچه فکر و انجام داده ام، همان زندگی گذشته و جاری ام است. فارغ از این ملاحظه، آنچه مورد بررسی قرار داده ام، یعنی وقایع سیاسی، نظامی و امنیتی، اهمیت دارد یا زندگی در سیطره جنگ، سیاست و امنیت؟

در حالیکه سیطره جنگ و سیاست، زندگی ساز است، در عین حال هر نوع تفکر و زندگی، بر شکل گیری جنگ و سیاست تأثیر دارد. بنابراین مسئله، تفکیک و انتخاب یکی در برابر دیگری و اهمیت آن نیست، بلکه عوامل موثر بر انتخاب یکی به دلیل اهمیت آن، محل بحث است.

چرا برخی بر جنگ و سیاست و برخی دیگر بر زندگی در جنگ و سیاست توجه دارند؟ چنین انتخاب هایی نوعی زندگی است که برای بررسی موضوعیت دارد که بیشتر در نقد تفکر و زندگی افراد، یا زندگی نامه نویسی در زمان حیات و یا پس از مرگ مورد توجه قرار می گیرد.

اگر این انتخاب ها نوعی زندگی باشد، که هست، علت و چگونگی اهتمام به آن، صورت ها و چگونگی وقوع رخدادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و زندگی در سیطره جنگ و سیاست را توضیح خواهد داد.