پرسش از چیستی یک پدیده اجتماعی یا مسئله ای مانند جنگ، با پرسش از علت و ضرورت پرداختن به آن، تفاوت دارد، هر چند بهم پیوسته است. به این معنا که «چیستی» نمی تواند بی ارتباط با علت باشد. هم اکنون پاسخ به پرسش از «چیستی جنگ»، با تجربه جامعه ایران از جنگ پیوند خورده است، چنانکه علت بررسی جنگ نیز متأثر از تعریف از چیستی و تجربه آن در گذشته و احتمال وقوع در آینده، مورد توجه قرار دارد.

اشغال و ویرانی های حاصل از جنگ، نتیجه حمله عراق به ایران بود. به این اعتبار تأثیر وقوع جنگ بر سرشت و سرنوشت جامعه ایران، موجب اهمیت علل و زمینه های وقوع  شده است.بررسی علل وقوع جنگ، چه با بررسی تاریخی و یا بررسی سیاسی- راهبردی، به معنای پرسش از چگونگی تبدیل تهدید به جنگ،در بررسی گذشته و برای پاسخ به نیازهای آینده اهمیت دارد و نمی توان نسبت به آن بی توجه بود، زیرا می تواند علل وقوع جنگ مجدد باشد. 

 ضرورت برخورداری از قدرت دفاعی- تهاجمی و بازدارنده، بیش از آنکه متاثر از فهم  چیستی جنگ باشد که هست، متاثر از تجربه یک جنگ و برداشتی است که از علل آن وجود دارد.  با این توضیح، هر گونه پاسخ به پرسش از چیستی یک پدیده مانند جنگ، در نسبت با علل وقوع و مهمتر از آن ضرورت های برآمده از تجربه یک جنگ، برای تامین نیازهای دفاعی- بازدارنده، در پیوند می باشد.