دکتر زهیر صیامیاناشاره:

   انتشار یادداشت خانم جمشیدی در واکنش به یادداشتی که درباره تغییر در روش انتشار مطالب در سایت، با نظر به تغییر در فضای مجازی نوشته شد، علاوه بر بازتاب آن در اعلام نظر برخی مخاطبان محترم، موجب ارسال متن حاضر از سوی دکتر صیامیان شد.

  بنظرم صورت مسئله اولیه مبنی بر «تغییر در انتشار مطالب»، به دلیل «ملاحظات ناظر بر فضای مجازی» در یادداشت خانم جمشیدی و دکتر صیامیان با رویکرد و روش متفاوتی از هم تفکیک و بررسی شده است. به این اعتبار اگرچه گام اول در روشن شدن صورت مسئله است، ولی از اهمیت زیادی برخوردار است. یادداشت دکتر صیامیان در ادامه خواهد آمد.

دکتر زهیر صیامیان گرجی؛ دانش آموخته تاریخ

   سخن گفتن از گذشته تا پیش از مجازی شدن جهان کاری آسانتر می نمود چرا گذشته در لابلای سکوت مواد باقی مانده از گذشته، با سخن وری ذهن و زبان مورخ به مثابه میتی منجمد بود که مورخان تلاش می کردند با دمیدن معنا بر آن، روح گذشته را احضار کنند اما با ظهور «رسانه»  در جهان معاصر با انواع آن از صوت تا تصویر دیگر موادی که واسطه بافصل مورخ و گذشته بودند، دسترسی بلافصل با تجربه گذشته برای مورخان پدید آمد. از این حیث با تغییر در معنا و ماهیت مواد و مصالح کار مورخ، عملا معنای کار مورخ و معنای گذشته نیز تغییر کرد و بدین ترتیب سخن گفتن درباره گذشته از بازی انحصاری حرف ه­ای آماتور خارج شد و هر کسی حق مستندسازی گذشته و سخن گفتن درباره تجربه گذشته و معنای آن را یافته است.

به عنوان دانشجویی که در تجربه جنگ زیسته است و کنجکاوانه همچنان می­ پرسد سالیانی است که گفتگوهای دوستان ارجمند حوزه مطالعات جنگ را می ­بینم و گاها سعی می کنم سوالی طرح کنم که بر این باورم کار اولی در علوم انسانی امروزین بیش از آنکه ارایه پاسخ صادق مطابق با واقع باشد، طرح پرسش درست مطابق با مساله است تا دامن گفتگو از زاویه­ ای دیگر را گسترده­ تر سازد.

ذیل طرح بحث دوست ارجمندم خانم جمشیدی باید بگویم در جهان مجازی شده امروزین ما با دوگانه مجازی/واقعیت در طرح پرسش و بیان مساله دچار تقلیل وضعیت و موقعیت پرسش و محل نزاع می شویم. به نظرم ما با پدیده ای سخت ­افزاری به عنوان فضای مجازی مواجه نیستیم بلکه با شکل­ یابی وضعیت تاریخی­ ای هستیم که زیست­ جهان ما را یکسره دگرگون ساخته و ما در درون آن قرار داریم.

  مجازی شدن زیست جهان ما مانند هر فرد دیگری در این جهان جهانی شده، امکان­ های دیگری و به کلی متفاوتی را در قیاس با جهان پیشامجازی پدید آورده است که موضع و موقع ما را به عنوان پرسنده از موضوعات جنگ متفاوت کرده است بدانگونه که علم نیز من حیث تعریف و رویکرد و روش نیز دچار تغییر شده است بنابراین تا بر این نکته اجماع نکنیم که بررسی تاریخ و جنگ در زیست جهان مجازی شده چه موقع و موضع معینی را پدید آورده است، هرگونه تغییر در شیوه سخن گفتن برای مخاطب «فضای مجازی» تقلیل وضعیت است از محتوا به فرم. چرا که به نظر می رسد مجازی شدن جهان، وجهی هستی­ شناختی دارد که ماهیت معرفت و لوازم صدق و کذب را در تعریف باور صادق موجه تغییر می­دهد. از همین روی از تجربه زیسته صحبت می کنم و معنای معنا به طور خاص در موضوع جنگ.

  همانگونه که به درستی گفتید مساله «اکنونیّت» و «فرهنگ» در کانون توجه قرار می گیرد که در آن معنا ساخته می­ شود در حالی که در پیشامجازی شدن جهان، تصور می­ شد کار مورخ استخراج معناهای از پیش موجود در پدیدارهای زمان­مند به واسطه نشانه­ های باقی­مانده از گذشته است اما امروز اینگونه فهمیده می­ شود که کار مورخ؛ درانداختن گفتگو درباره معناهای ساخته شده و تعبیه و الصاق شده بر و از رد و نشان های باقی مانده از گذشته ای است که می­ توان آن را «دید و شنید»! برای مخاطبانی که آن گذشته را در «مجازا» در تجربه­ های زیسته­ اشان به شکلی استعاری تفسیر می­ کنند. بنابراین ضرورتاً پرسش این نیست که واقعیت جنگ ایران و عراق چه بود؟ بلکه بایستی مساله را این در نظر  گرفت که جنگ ایران و عراق چگونه فهمیده می­ شود؟

   وقتی از «معنای جنگ» در «جهان مجازی» صحبت می­‌کنیم، آورده­ های عالمانه ما بسیار متفاوت از «روایت» جنگ در «فضای مجازی» خواهد بود. جهان مجازی، امکان شکل­ گیری جهان موازی و روایت ­های موازی «در»، «از» و «درباره» جنگ را برای هر سخنگوی چندرسانه ­ای ایجاد میکند که علی­رغم تصور امتناع عقلی رسیدن دو خط موازی به هم، موقعیت و وضعیت را در «مَجاز جنگ» پدید می­­ آورند که در تجربه­ های زیسته کنشگران متنوع و راویان «داستان جنگ»، این دو خط در «عشق» و «عاطفه» و «خیال» های واقعی به هم می­ رسند و تیر خلاص «روز سوم» یا «شیار 143» در سینمای جنگ یا عکس ­های رنج جنگ از کلاه‌خودهای بی­شمار افتاده در دشتی بی­ افق، معنای جنگ را تغییر می­ دهد.

   سخن گفتن از گذشته با انحصار درآوردن آن در ذهن و زبان و قلم سخنوران و نهادهای متولی «خاطرات جنگ»، «خطراتِ» مجازی برای جامعه­ ای که تجربه جنگ را زیسته است، خواهد داشت به خصوص در «آن بزنگاه» که تصور می­‌کنیم همگان همانند ما سخنوران رسمی نشسته بر کرسی­ های تولی و تبری درباره واقعیت جنگ، «واقعیت جنگ» را مانند ما می­ بینند اما «ناگهان» تجربه می کنیم که برای «دیگران»، معنای جنگ در جهان مجازی با واقعیت جنگ که در جمع «خودی ­های ما» تعریف می کردیم، متفاوت بوده است.

  به نظر من این همان معنای تاریخ فرهنگی جنگ است. روایت تاریخ فرهنگی جنگ، نیازمند بازبینی در مبانی نظری ما درباره گذشته و اکنون دارد. گذشته، مرده ای نیست که مورخان برای مراسم دفن و کفن آن تعلیم ببینند، بلکه گذشته در فرهنگ حَیّ و حاضر است کافی است جرأت دیدن آنرا با شِمایی متفاوت از تصوری که داشتیم، داشته باشیم. زیرا فرهنگ، مجال امکانیّت است و گذشته نیز یک امکان بود از میان همه امکان­ ها و نه صرفاً جبر زمانه و نه محتوم اراده و ساختارها. بنابراین نقش عالمانه و مورخانه ما آن خواهد شد که در جهان مجازی شیوه‌­های گفتگوی علمی درباره گذشته را بازنشر دهیم و بازاندیشانه بپرسیم تا چه میزان امکان ارائه روایت دیگری از واقعیت را توانسته‌­ایم ایجاد کنیم تا با فهم تجربه­‌های روایت شده و معناهای تعبیه شده از واقعیت جنگ، شناختی عالمانه از «مجاز جنگ» در «مجاز فرهنگ» ایرانی داشته باشیم؟

   شاید تصور شود با کلمات بازی کردم، باید بگویم بلی! در جهان مجازی شده، با دوگانه حقیقت/واقعیت هم می­‌توان درباره «واقعیت جنگ» سخنوری کرد و با «بازی زبانی حقیقت/واقعیت» نیز می­‌توان درباره «معنای مجازی جنگ» صحبت کرد. جای دوری لازم نیست برویم. کنار دستمان نشسته­ اند فرزندان دهه هفتاد و هشتاد ما با گوشی همراهی در دست. بپرسیم از آنها معنای جنگ یعنی چه؟ واقعیت جنگ چه بود؟ پدران ما هستند. یا داوطلب یا سرباز. بپرسیم جنگ یعنی چه؟ روایت شما از جنگ چه بود؟ مادران و خواهران ما هستند؟ بپرسیم جنگ را چگونه تجربه کرده­‌ای؟ اگر همانقدر که خاطرات دست­اندرکاران جنگ را ثبت و ضبط می­‌کنیم، خاطرات و خطرات پای­‌کاران جنگ از سربازان تا مادران را گردآوریم شاید معنای تاریخ فرهنگی جنگ و معنای جنگ در فرهنگ ایرانیان مشخص­‌تر شود البته اگر مُجاز به این مَجاز باشیم.