نسل حاضر در هر واقعه تاریخی، با وقوع و بسطِ واقعه تاریخی و شکل گیری روندهای جدید به تمامیّت می رسد.   در واقع بسط و قبض تاریخی، بمعنای فرود و فراز دوره های تاریخی، تغییرات اساسی را بصورت تدریجی و گاهی دفعی، آشکار می کند. نسل های بعد از واقعه که تحت تاثیر وقایع تاریخی قرار دارند، در بسیاری موارد نسبت به تاریخ جدید و روندهای برآمده از آن، رویکرد منتقدانه دارند و خود را استثناء پنداشته و تصور می کنند با گذشتگان در تجربه مشابه، تفاوت دارند. با این توضیح این گزاره رایج  که؛ «باید از تاریخ آموخت» ناظر بر چه معنائی است؟ آیا نیاموختن از تاریخ موجب تأکید بر گزاره آموختن از تاریخ نشده است؟ اگر چنین است پس چرا تاریخ بیش از آنکه موجب آموختن و درس آموزی باشد، موجب غفلت است؟