m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:   

 پس از انتشار یادداشت «درنگی در انتساب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» در سایت جماران، نویسنده محترم جناب آقای صادقی درخواست کردند یادداشت ایشان را بخوانم. پس از مطالعه، یادداشتی را با عنوان «نقدی بر یک نقد؛ استراتژی امام در جنگ چه بود و چه نتیجه ای داشت؟» نوشتم که در سایت منتشر شد و از ایشان خواستم مطالعه کنند. ایشان پس از مطالعه، به نقد اینجانب پاسخ داده اند که در ادامه خواهد آمد. بنظرم در زمانه‌ای که باب گفتگو درباره مسائل اساسی به نحوه بایسته گشوده نشده، باید اهتمام جناب صادقی به نقد و بررسی موضوعات و مسائل اساسی را مغتنم شمرد و برای تداوم و گسترش آن، تلاش کرد. در ادامه ابتدا یادداشت جناب آقای صادقی و سپس توضیحاتی که در این زمینه وجود دارد، خواهد آمد.

ادامه مطلب


طرح مسئله

مسئله اساسی در بررسی عملیات‌های نظامی در زمان جنگ و ضرورت بررسی و سخن گفتن درباره آن، از جمله کربلای چهار و یا کربلای پنج، چیست؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که روش بررسی، تابع تعریف مسئله است. استفاده از روش بررسی تاریخی و نقلی یا بررسی تحلیلی و یا نظامی- راهبردی، از همین مسیر باید تعیین و انتخاب شود. در واقع رویکردها و روش ها تابع پاسخ به همین پرسش است.


ادامه مطلب

پرسش عمومی در فضای مجازی درباره عملیات کربلای چهار، مبنی بر اینکه «آیا عملیات لو رفته بود ولی انجام شد؟» و پاسخ به آن، مبنی بر اینکه «عملیات فریب بود»، نگرش به عملیات کربلای چهار و واقعیّات تاریخی را با وجود توضیحات اصلاحی، مخدوش کرد و به حاشیه برد.

در مجموع آنچه در مواجهه با مسئله تاریخی عملیات کربلای چهار در طرح پرسش و پاسخ به آن واقع شد، بیانگر تفکر تاریخی و روش مواجهه با مسایل تاریخی در جامعه ایران است که عمیقاً با ملاحظات سیاسی- اجتماعی پیوند خورده است. به همین دلیل همواره باید میان آنچه که از یک واقعه بیان و درباره آن تبلیغ یا پرسش می‌شود، با واقعیات تاریخی، تفکیک قایل شد. این ملاحظه با فرض وجود لایه‌های پنهان و در نتیجه ضرورت دقت در بررسی های تاریخی و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق مورد تأکید قرار گرفته است.

هم اکنون وجود بی‌اعتمادی موجب شده است که باورداشت‌های جامعه از مسیر پرسش‌های مناسب و پاسخ‌های شفاف و صادقانه از واقعیّات شکل نگیرد. به همین دلیل تصوّرات رایج در جامعه درباره مسایل موجود، و پاسخ ها در بسیاری از موارد، با واقعیّات همخوانی ندارد. در نتیجه شکاف میان واقعیّات تاریخی و ذهنیت و باورهای عمومی، همراه با پاسخ های مبهم به مسایل اساسی، تفکر تاریخی و روش مواجهه با مسایل اساسی در گذشته، حال و آینده را در جامعه به چالش کشیده است.


گفتگوی محمد درودیان با برنامه سرچشمه

اشاره:

روز شنبه دوم آذر 98 در برنامه سرچشمه از شبکه پنج سیما، درباره مواضع گروه‌های سیاسی در جنگ مطالبی را طرح کردم که موجب طرح پرسش از سوی جناب آقای اصغر معرفت جو شده است. با توجه به روش ایشان در طرح پرسش، آنچه بعنوان پاسخ وجود دارد را در متن نوشته ام که در ادامه مطلب ملاحظه می فرمایید.

ادامه مطلب


با فرض اینکه تاریخ هر دوره، با تاریخ نگری و تاریخ نگاری آن دوره نسبت دارد، بنابراین مشخصه‌های تاریخ نگاری هر دوره تاریخی را باید در ذیل مشخصه‌های تاریخی و تفکر تاریخی همان دوره مورد بررسی قرار دارد. بر این اساس این فرض که؛ «میان شرایط در یک دوره تاریخی، همچنین باورداشت‌های تاریخی در نگرش، روش ثبت و انتشار گزارش‌ها، پیوستگی وجود دارد»، ملاحظاتی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهم شد:

1- حمله عراق به ایران و واکنش دفاعی جامعه ایران، در مجموع مشخصه‌های یک دوره تاریخی را بر محور موضوع و مسئله جنگ شکل داده است که به «دهه جنگ و انقلاب» شناخته می شود. ملاحظه یاد شده در تبیین علت وقوع جنگ در چارچوب نظریه «پیوستگی جنگ و انقلاب»، در نتیجه نقش اساسی دارد.

2- تفکر تاریخی و روش تاریخ‌نگاری جنگ، تحت تأثیر مشخصه‌های تاریخی زمان واقعه یعنی دهه جنگ و انقلاب قرار دارد که همچنان ادامه داشته و بدیلی برای آن به وجود نیامده است. به عبارت دیگر؛ خطوط اصلی تفکر و روش تاریخ نگاری جنگ، به معنای باورداشت‌های حاکم بر نگرش به وقایع جنگ و ثبت و ضبط آن در چارچوب پیوستگی جنگ و انقلاب، منجر به توسعه «مفهوم دفاع مقدس» شده است.

2- با پذیرش پیوستگی میان شرایط حاکم بر هر دوره تاریخی با تفکر تاریخی و روش ثبت وقایع تاریخی، موضوع دیگری را می‌توان مورد توجه قرار داد. به این معنا که «نقد» هیچ دوره تاریخی در همان دوره امکان پذیر نیست. زیرا نقد یک دوره تاریخی، بدون پایان یک دوره تاریخی امکان پذیر نخواهد بود. با این توضیح، آیا دوره تاریخی جنگ ایران و  عراق در معرض نقد قرار گرفته است؟ نشانه های آن کدام است؟


جناب آقای رضا صادقی در سایت جماران مقاله‌ای را با عنوان «درنگی در انتصاب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» منتشر کرده است. در این مقاله سوال نهفته و نانوشته‌ای وجود دارد. به این معنا که؛ آیا استراتژی امام، جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بود؟ هدف نویسنده از بررسی این موضوع، با این فرض دنبال شده که؛ نه تنها استراتژی امام جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم نبوده است، بلکه امام راهبرد آقای هاشمی را قبول داشته است. نویسنده از طریق این بررسی، گفتمان موجود در سپاه درباره استراتژی جنگ و تفاوت نظر امام با نظر آقای هاشمی را مورد نقد قرار داده است.


ادامه مطلب

رویکردهای متفاوت به پدیده ها بعنوان یک امر رایج، تابع مشخصه‌ها و امکان‌های درون هر پدیده و پیش‌فرض‌های افراد با نظر به شرایط است. با این مقدمه می‌توان رویکردهای متفاوت به عملیات کربلای 4 را مورد بررسی قرار داد.

عملیات کربلای چهار در سوم دی ماه سال 1365 در چارچوب «تعیین سرنوشت جنگ» در سال 65 و پایان دادن به جنگ طراحی و انجام شد. شکست عملیات کربلای 4 به دلیل هوشیاری دشمن، اهمیت عملیات و پیچیدگی‌های طراحی آن را در حاشیه قرار داد و پس از پیروزی در عملیات کربلای پنج در شرق بصره، عملیات کربلای 4 به تاریخ سپرده شد. بازگشت پیکر مطهر شهدای غواص آن هم به صورت دست بسته در سال‌های اخیر، نقطه آغاز تحول در نگرش به عملیات کربلای چهار و قرار گرفتن آن در کانون توجهات بود. با وجود این، همچنان هدف و علت انجام عملیات، همچنین مکان و تاکتیک ویژه آن برای عبور از اروند و دسترسی به مواضع دشمن، مهمتر از آن؛ شرایط و دشواری‌های تصمیم گیری برای آغاز عملیات، با توجه به تحرکات دشمن، نادیده گرفته شده و پرسش این است که؛ آیا عملیات کربلای چهار لو رفته بود ولی انجام شد؟ در واقع این تصوّر  ایجاد شده است که عملیات لو رفته بود و فرماندهان با اطلاع از این موضوع، عملیات را آغاز کردند.

   توجه به عملیات کربلای چهار در جامعه و در دوره اخیر، بیش از آنکه از منظر ملاحظات سیاسی و نظامی باشد، تابع احساسات برانگیخته شده در واکنش به بازگشت پیکر دست بسته شهدای غوّاص بود. در چنین شرایطی بیش از آنکه اهداف عملیات و نقش و جایگاه نظامی- راهبردی آن مورد پرسش باشد، شرایط مدیریت و فرماندهی جنگ در تصمیم گیری برای عملیات موضوعیّت پیدا کرده است. به این معنا که در چه شرایطی و با چه تصوّراتی برای انجام عملیات تصمیم‌گیری شد؟ میزان هوشیاری دشمن چقدر بود؟ مهمتر آنکه؛ پس از آگاهی نسبت به هوشیاری دشمن و لو رفتن عملیات، چه اقدامی صورت گرفت؟ توضیحات فرمانده وقت سپاه و سایر فرماندهان، همچنین آنچه پیش از این در آثار فرماندهان و پژوهشگران سپاه نوشته شده است، تأثیر چندانی در اقناع‌سازی جامعه نداشته و بنظر می رسد تصور کنونی همچنان ادامه خواهد داشت. چنانکه با همه مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق از سوی ارتش صورت می‌گیرد، همچنان باور عمومی و مورد اجماع، غافلگیری در برابر حمله عراق است.

در پاسخ به پرسش های یاد شده، چند روش وجود دارد که هر کدام با پیش فرض‌های متفاوتی دنبال می شود:

1- «بررسی تاریخی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «در چه شرایطی عملیات طراحی و چگونه انجام شد؟ چه ذهنیتی از میزان هوشیاری دشمن وجود داشت؟» برای بررسی، می‌توان به نظرات فرماندهان و آثار پژوهشی، بعنوان بخشی از منابع موجود رجوع کرد، اما مهمتر از آن، رجوع به گزارش و مشاهدات راویان است که در کنار فرماندهان، در سطوح مختلف حضور داشته اند و تا کنون مورد توجه و بهره‌برداری قرار نگرفته است.

2- «بررسی اجتماعی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «چرا جامعه پس از گذشت سه دهه، درباره شرایط تصمیم‌گیری و فرماندهی عملیات، این گونه به بازگشت پیکر شهدای غواص و عملیات کربلای چهار واکنش نشان داده و از شرایط تصمیم گیری توسط فرماندهان پرسش می کند؟ اگر پیکر مطهر شهدای غوّاص، به کشور باز نگشته بود، آیا واکنش کنونی شکل می گرفت؟» اگر پاسخ منفی باشد، بنابراین شهادت غواصان و تصمیم گیری برای عملیات و فرماندهی آن، برای بحث موضوعیت دارد و نه عملیات کربلای چهار.

3- «بررسی نظامی- راهبردی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «الزامات تعیین اهداف و انتخاب منطقه عملیات برای طراحی و سپس شرایط تصمیم‌گیری و فرماندهی عملیات در زمان جنگ، به ویژه عملیات کربلای چهار، چه بود؟ عملیات کربلای چهار با توجه به اصول جنگ و تجربه عملیات‌های قبلی در جنگ، آیا بصورت صحیح انتخاب و مدیریت شد؟»

رویکرد کنونی به مسایل جنگ، بیش از آنکه تاریخی و یا راهبردی باشد، تابع ملاحظات سیاسی- اجتماعی، نسبت به تصمیم گیری، مدیریت و فرماندهی جنگ است. تجربه مواجهه با تبیین عملیات کربلای چهار، در پاسخ به پرسش‌های موجود در جامعه، ناظر بر این ملاحظه است که؛ پاسخ تاریخی- تبلیغاتی هیچ‌گونه کمکی به پاسخگویی به پرسش های موجود نخواهد کرد. بررسی های راهبردی و مستند نیز با این وجود که می توانند ذهنیّت های موجود از جنگ را اصلاح و ساختار پرسش ها، همچنین روش طرح آن را اصلاح کنند، اما تا کنون چندان مورد توجه قرار نگرفته اند. به همین دلیل است که تاکید می شود محدود کردن مباحث جنگ در چارچوب مفهوم دفاع مقدس، به روش «تاریخ- خاطره»، مانع از تبیین بخش مهمی از تحولات جنگ، به ویژه پس از فتح خرمشهر خواهد شد. مهمتر آنکه مانع از شکل گیری ساختار استدلالی و نقّادانه از تجربه جنگ با عراق خواهد شد.



همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic