m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

جناب آقای رضا صادقی در سایت جماران مقاله‌ای را با عنوان «درنگی در انتصاب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» منتشر کرده است. در این مقاله سوال نهفته و نانوشته‌ای وجود دارد. به این معنا که؛ آیا استراتژی امام، جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بود؟ هدف نویسنده از بررسی این موضوع، با این فرض دنبال شده که؛ نه تنها استراتژی امام جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم نبوده است، بلکه امام راهبرد آقای هاشمی را قبول داشته است. نویسنده از طریق این بررسی، گفتمان موجود در سپاه درباره استراتژی جنگ و تفاوت نظر امام با نظر آقای هاشمی را مورد نقد قرار داده است.


ادامه مطلب

رویکردهای متفاوت به پدیده ها بعنوان یک امر رایج، تابع مشخصه‌ها و امکان‌های درون هر پدیده و پیش‌فرض‌های افراد با نظر به شرایط است. با این مقدمه می‌توان رویکردهای متفاوت به عملیات کربلای 4 را مورد بررسی قرار داد.

عملیات کربلای چهار در سوم دی ماه سال 1365 در چارچوب «تعیین سرنوشت جنگ» در سال 65 و پایان دادن به جنگ طراحی و انجام شد. شکست عملیات کربلای 4 به دلیل هوشیاری دشمن، اهمیت عملیات و پیچیدگی‌های طراحی آن را در حاشیه قرار داد و پس از پیروزی در عملیات کربلای پنج در شرق بصره، عملیات کربلای 4 به تاریخ سپرده شد. بازگشت پیکر مطهر شهدای غواص آن هم به صورت دست بسته در سال‌های اخیر، نقطه آغاز تحول در نگرش به عملیات کربلای چهار و قرار گرفتن آن در کانون توجهات بود. با وجود این، همچنان هدف و علت انجام عملیات، همچنین مکان و تاکتیک ویژه آن برای عبور از اروند و دسترسی به مواضع دشمن، مهمتر از آن؛ شرایط و دشواری‌های تصمیم گیری برای آغاز عملیات، با توجه به تحرکات دشمن، نادیده گرفته شده و پرسش این است که؛ آیا عملیات کربلای چهار لو رفته بود ولی انجام شد؟ در واقع این تصوّر  ایجاد شده است که عملیات لو رفته بود و فرماندهان با اطلاع از این موضوع، عملیات را آغاز کردند.

   توجه به عملیات کربلای چهار در جامعه و در دوره اخیر، بیش از آنکه از منظر ملاحظات سیاسی و نظامی باشد، تابع احساسات برانگیخته شده در واکنش به بازگشت پیکر دست بسته شهدای غوّاص بود. در چنین شرایطی بیش از آنکه اهداف عملیات و نقش و جایگاه نظامی- راهبردی آن مورد پرسش باشد، شرایط مدیریت و فرماندهی جنگ در تصمیم گیری برای عملیات موضوعیّت پیدا کرده است. به این معنا که در چه شرایطی و با چه تصوّراتی برای انجام عملیات تصمیم‌گیری شد؟ میزان هوشیاری دشمن چقدر بود؟ مهمتر آنکه؛ پس از آگاهی نسبت به هوشیاری دشمن و لو رفتن عملیات، چه اقدامی صورت گرفت؟ توضیحات فرمانده وقت سپاه و سایر فرماندهان، همچنین آنچه پیش از این در آثار فرماندهان و پژوهشگران سپاه نوشته شده است، تأثیر چندانی در اقناع‌سازی جامعه نداشته و بنظر می رسد تصور کنونی همچنان ادامه خواهد داشت. چنانکه با همه مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق از سوی ارتش صورت می‌گیرد، همچنان باور عمومی و مورد اجماع، غافلگیری در برابر حمله عراق است.

در پاسخ به پرسش های یاد شده، چند روش وجود دارد که هر کدام با پیش فرض‌های متفاوتی دنبال می شود:

1- «بررسی تاریخی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «در چه شرایطی عملیات طراحی و چگونه انجام شد؟ چه ذهنیتی از میزان هوشیاری دشمن وجود داشت؟» برای بررسی، می‌توان به نظرات فرماندهان و آثار پژوهشی، بعنوان بخشی از منابع موجود رجوع کرد، اما مهمتر از آن، رجوع به گزارش و مشاهدات راویان است که در کنار فرماندهان، در سطوح مختلف حضور داشته اند و تا کنون مورد توجه و بهره‌برداری قرار نگرفته است.

2- «بررسی اجتماعی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «چرا جامعه پس از گذشت سه دهه، درباره شرایط تصمیم‌گیری و فرماندهی عملیات، این گونه به بازگشت پیکر شهدای غواص و عملیات کربلای چهار واکنش نشان داده و از شرایط تصمیم گیری توسط فرماندهان پرسش می کند؟ اگر پیکر مطهر شهدای غوّاص، به کشور باز نگشته بود، آیا واکنش کنونی شکل می گرفت؟» اگر پاسخ منفی باشد، بنابراین شهادت غواصان و تصمیم گیری برای عملیات و فرماندهی آن، برای بحث موضوعیت دارد و نه عملیات کربلای چهار.

3- «بررسی نظامی- راهبردی» برای پاسخ به این پرسش که؛ «الزامات تعیین اهداف و انتخاب منطقه عملیات برای طراحی و سپس شرایط تصمیم‌گیری و فرماندهی عملیات در زمان جنگ، به ویژه عملیات کربلای چهار، چه بود؟ عملیات کربلای چهار با توجه به اصول جنگ و تجربه عملیات‌های قبلی در جنگ، آیا بصورت صحیح انتخاب و مدیریت شد؟»

رویکرد کنونی به مسایل جنگ، بیش از آنکه تاریخی و یا راهبردی باشد، تابع ملاحظات سیاسی- اجتماعی، نسبت به تصمیم گیری، مدیریت و فرماندهی جنگ است. تجربه مواجهه با تبیین عملیات کربلای چهار، در پاسخ به پرسش‌های موجود در جامعه، ناظر بر این ملاحظه است که؛ پاسخ تاریخی- تبلیغاتی هیچ‌گونه کمکی به پاسخگویی به پرسش های موجود نخواهد کرد. بررسی های راهبردی و مستند نیز با این وجود که می توانند ذهنیّت های موجود از جنگ را اصلاح و ساختار پرسش ها، همچنین روش طرح آن را اصلاح کنند، اما تا کنون چندان مورد توجه قرار نگرفته اند. به همین دلیل است که تاکید می شود محدود کردن مباحث جنگ در چارچوب مفهوم دفاع مقدس، به روش «تاریخ- خاطره»، مانع از تبیین بخش مهمی از تحولات جنگ، به ویژه پس از فتح خرمشهر خواهد شد. مهمتر آنکه مانع از شکل گیری ساختار استدلالی و نقّادانه از تجربه جنگ با عراق خواهد شد.


 اهمیت مطالعات تاریخی، با فرض پذیرش مفهوم «تاریخ‌مندی» انسان است که تفکر و رفتار فردی- جمعی جامعه انسانی را در نسبت با تاریخ تفسیر پذیر می کند. این موضوع را با نظر به چند ملاحظه می توان مورد تأکید قرار داد:

1- تفسیر وقایع تاریخی و تاریخ ساز، در درون تسلسل وقایع تاریخی

 تسلسل تاریخی به این معنا که وقایع بزرگ و تاریخ ساز، منجر به ظهور وقایع دیگر تاریخ می شود. فرضاً انقلاب اسلامی موجب تصرف سفارت آمریکا و سپس در همین روند موجب حمله عراق به ایران شد. برابر این نظریه، پیوستگی حال با گذشته و با آینده، تابع منطق «تسلسل تاریخی» است. بنابراین اهمیت مطالعات تاریخی تحت تأثیر منطق تسلسل وقایع تاریخی قرار دارد، زیرا شناخت هر واقعه تاریخی، زمینه مطالعه سایر وقایع را فراهم می‌کند و از این طریق روند بهم پیوسته تاریخ شکل می گیرد.

2- ظهور وقایع تاریخی در واکنش به وضعیت و موقعیت‌های حاکم

برابر نظریه «رابطه علت و معلولی» در ظهور پدیده های اجتماعی، وقوع رخدادها و عملکرد فردی- اجتماعی،  تحت تأثیر منطق روابط علت و معلولی تفسیر می شود. بنابراین موقعیت ها و وقایع تاریخی، نقطه ثقل تحولات و چرخش‌ها در زندگی فردی- اجتماعی است. زیرا هر موقعیتی در پیوند با موقعیت پیشین قرار دارد و در عین حال زمینه پیدایش وضعیت جدید را فراهم می کند. در نتیجه ضرورت مطالعات تاریخی به دلیل امکان پذیری فهم وقایع گذشته و پیش بینی آینده است.

 بنا براین وقتی وضع کنونی را حاصل گذشته می دانیم و برای آینده احساس نیاز به تجربه گذشته داریم، برقراری پیوند تاریخی در ذیل مفهوم زمان و رابطه علت و معلولی در وقوع رخدادها، موجب رجوع مکرر تاریخی و تاکید بر ضرورت مطالعات در موضوعات و مسایل مختلف تاریخی می شود.


http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/mdoroodian.jpg

اشاره:

اولین نشست هم‌اندیشی جمعی از پژوهشگران حوزه دفاع مقدس، روز یکشنبه 24 آذرماه در باغ‌ موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد. در این همایش مطالبی را ارایه کردم که در ادامه از نظر مخاطبان گرامی، خواهد گذشت:


ادامه مطلب

تأکید بر ضرورت مطالعات تاریخی تابع اهمیت تاریخ است. احتمالاً به همین دلیل، مفهوم تاریخ و استقبال از متون تاریخی، در مقایسه با سایر مفاهیم و موضوعات علوم اجتماعی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مقدمه یاد شده به این معنا است که؛ توضیح درباره اهمیت و ضرورت انجام مطالعات تاریخی، به دلیل بداهت آن، نیازی به بحث و استدلال ندارد.

 تاریخ نگاری جنگ به دلیل «تقدم تجربه جنگ بر مفهوم جنگ»، به جای تمرکز بر مفهوم جنگ، بعنوان یک امر استراتژیک و مخاطره آمیز، در ذیل مفهوم دفاع مقدس و پیوستگی جنگ با انقلاب، بعنوان عملکرد دفاعی جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، قرار گرفته است. متاثر از همین ملاحظه، تحقیقات تاریخی در حوزه جنگ ایران و عراق، با رویکرد واقعه محوری و روش مستندِ- نقلی نگارش می‌شود. البته بررسی های تحلیلی هم وجود دارد ولی به روش غالب تبدیل نشده است. در واقع روش تاریخ نگاری نقلی و مستند با مفهوم دفاع مقدس که چندان با روش تحلیلی نسبتی ندارد، همخوانی داشته و ظرفیت تأمل در سایر موضوعات و مسایل را در ذیل مفهوم جنگ، بعنوان یک امر استراتژیک و مخاطره آمیز محدود کرده است. غلبه نگرش سیاسی به مسئله جنگ و مناقشه درباره آن، در تاریخ نگاری جنگ تا اندازه ای متأثر از همین ملاحظات است.


اشاره:

کتاب خاطرات پزشک صدام   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران؛ کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» نوشته علاء بشیر (پزشک مخصوص صدام حسین) به دو زبان نروژی و عربی از سوی انتشارات دارالشروق قاهره منتشر شد که 17 انتشارات دیگر در دنیا نیز به دلیل اهمیت محتوای این اثر، آن‌ را ترجمه و منتشر می‌کنند. کتاب حاضر به همت احسان بالانی به فارسی ترجمه شده است. نخستین چاپ این کتاب در 264 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 32 هزار تومان از سوی انتشارات الماس پارسیان روانه بازار نشر شده است.

علاء بشیر در کتاب «خاطرات پزشک مخصوص صدام» که در 15 بخش تنظیم شده، قصد دارد تصویری نزدیک‌تر به واقعیت از برهه اسف‌بار تاریخ عراق را به نسل آینده منتقل کند با این امیدواری که روایت این رویدادها بتواند مانع تکرار فاجعه‌ای شود که یک فرد بیمار و شکاک رقم زد. آخرین ملاقات پزشک با صدام، شش هفته پیش از جنگ و برای معاینه کمرش بوده است.

*************

نقل و قول نویسنده کتاب از نزار خزرجی یکی از مهم‌ترین فرماندهان نظامی صدام که به ریاست ستاد جنگ منصوب شده بود، از نظر نظامی و تاریخی قابل توجه است که در ادامه به برخی ابعاد آن اشاره خواهد شد:


ادامه مطلب

هم اکنون تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه به روش نقلی- مستند و بر محور وقایع سیاسی- نظامی دنبال می شود. تحلیل ها نیز بیش از آنکه در چارچوب مبانی و رویکردهای نظری صورت پذیرد، تابع بازتاب رسانه ای و مواضع رسمی بازیگران و یا تحلیل‌گران، درباره وقایع سیاسی- نظامی است. همچنین رویکرد و روش جاری در تاریخ نگاری جنگ با تمرکز بر جزئیات وقایع سیاسی- نظامی، همراه با تاکید بر نقش سازمانی در جنگ دنبال می شود. چنین روشی علاوه بر اینکه مانع از ادراک روند کلی جنگ و مسایل اساسی آن خواهد شد، با انتشار اسناد و اخبار جدید، اعتبار نتایج  پژوهشی و سندیّت آن، مورد سوال قرار می گیرد.

با فرض صحت ارزیابی یاد شده از وضعیت موجود تاریخنگاری جنگ و برای گذار از رویکرد و روش کنونی، باید  از طریق نقد وارده بر کارکرد و نتیجه تاریخنگاری جنگ، روش های جدیدی را بر محور پاسخ گوئی به مسایل اساسی جنگ جستجو و مورد توجه قرار داد. به نظرم «بررسی های ساختاری و مسئله محور»، در چارچوب مفهوم جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک، در مقایسه با واقعه محوری نقلی و مستند در حوزه وقایع سیاسی- نظامی جنگ، علاوه بر اینکه کارکرد مناسب تری برای پاسخ به نیازهای حال و آینده دارد، از تأثیر پایدارتری برای تبیین تاریخی برخوردار است.همچنین می تواند مناقشه بر نقش سازمانی را در حاشیه قرار بدهد.



همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic