m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق


نقد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»

به قلم امیر سرتیپ عبدالحسین مفید

(بخش اول)


دوست گرامی من، سردار محمد درودیان که در حوزه تاریخ دفاع مقدس، با تألیف بیش از 20 جلد تاریخ تحلیلی و حدود 30 سال قلم زنی در این عرصه، شخص شناخته شده ای هستند، از من خواستند که نظراتم را در مورد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» بنویسم. انگیزه من هم در اجابت این دستور، تنها نقد این کتاب نیست، بلکه نقدی بر بطلان تفکر «مغفول ماندن ظرفیت های جنگ» که بر تاریخ و حقایق دفاع مقدس سایه افکنده است، می باشد.

این کتاب هم همانند تألیفات قبلی ایشان، با همه تکرار مباحث و مطالب، از استحکام یک پژوهش آکادمیک برخوردار است. آقای درودیان تلاش می کند از درس آموخته ها و تجربیات جنگ هشت ساله و با نگاهی به تمام جوانب، به یک نظریه علمی برسد و بر اساس آن، با «نیازها و ضرورت های حال و آینده ارتباط و پیوستگی برقرار کند.» یعنی آن چیزی که در این زمینه به هر دلیل، هیچ موفقیتی دیده نشده و امیدوار بودم که نتایج مطالعات و روند رو به پیش، اندوخته ای تجربی و نوشتنی و علمی ایشان را در طول این سالها «که به غایت کمال یافته» در این کتاب ببینم و شاهد باشم که با انتخاب درست و به جای قطعات پازل متعدد و پراکنده، تصویر واقعی از جنگ هشت ساله را ارایه نمایند.

ابتدا بهتر می بود که به گزاره های ده گانه «نتیجه» اشاره کنم. ولی برای جلوگیری از اطاله کلام و با نگاه به اینکه حقایقی بودند و نه فرضیاتی در پنج گزاره به شرح زیر خلاصه نمودم:

1) همه کشورهای انقلابی پس از پیروزی انقلاب، در برابر چالش های سیاسی- امنیتی، از قدرت بازدارندگی برخوردار نیستند و نیز در مقابل حمله دشمن غافلگیر می‌شوند و یا غفلت می‌کنند.

2) همه کشورهای انقلابی به علت مشروعیت برآمده از انقلاب، با وجود غافلگیری و یا غفلت در برابر دشمن، از قدرت دفاعی مردمی برای شکست دشمن برخوردار هستند.

3) همه کشورهای انقلابی، برای تبدیل جنگ دفاعی به تهاجمی از توانایی و آمادگی لازم برخوردار هستند.

4) حفظ کشور انقلابی ایران، به راهبرد و مولفه‌های بین المللی کمتر توجه داشت و یا اصلاً نداشت و به علت برخورداری از قدرت نظامی با مشخصه مردمی، از توان لازم برای دفاع و آزادسازی سرزمین های خود برخوردار شد. ولی در جنگ طولانی و در خاک دشمن، ناتوان بود و نیز در هدف گذاری مأموریت های نظامی و سیاسی، با اختلاف نظر و دوگانگی روبرو بود.

5) فقط کشور انقلاب ایران در شکل گیری قدرت دفاعی- مردمی از تجهیز و سازماندهی نیروی نظامی حرفه ای با رویکرد تهاجمی خودداری کرد.

دلیل انتخاب وجه تمایز ایران با سایر کشورهای انقلابی هم این است که در تاریخ کشورهای انقلابی جهان، وضع مشابهی با ایران انقلابی و پیامدهای جنگ هشت ساله آن ندیدم که بتوان مقایسه و ارزیابی کرد. در همین راستا، به دو کشور فرانسه و روسیه، به صورت خیلی خلاصه اشاره می کنم که با وجود تشابهاتی، نتیجه کاملاً برعکس در تاریخ به جای گذاشتند.

الف- انقلاب کبیر فرانسه (1789)

پس از پیروزی انقلاب مردمی فرانسه، حکّام و اشراف‌زادگان اروپا علیه توده‌های فقیر و انقلابی با دو هدف به فعالیت پرداختند:

1- نابودی انقلاب که از پیروزی آن به شدت به وحشت افتاده بودند.

2- تقسیم بخش هایی از زمین های کشور فرانسه بین خود.

ابتدا اتریش به خاک فرانسه حمله کرد. بعد در سال 1793 با تشکیل یک ائتلاف ضدفرانسوی، با پیوستن روسیه، هلند، انگلیس و بعد هم اتریش و ایتالیا و بعد اسپانیا، به فرانسه حمله کردند. ولی قدرت انقلابیون دنیا را شگفت زده کرد و به سیاستمداران نشان داد که انقلاب ظرفیتی را در کشور ایجاد می کند که بسیار بهتر از یک ارتش است. انقلاب فرانسه اندکی بعد به قدرتی دفاعی و تهاجمی و ویرانگر تبدیل شد که جغرافیای اروپا را تغییر داد و حتی تا مصر لشکرکشی کرد. سروان 24 ساله ناپلئون، 2 سال بعد به درجه سرتیپی رسید و با استفاده از همان طرفیت و پتانسیل انقلاب و جوان های انقلابی داوطلب و مدیریتی کم نظیر، به صورت «سربازگیری حرفه ای» عامل قدرت و توان نظامی جدید ارتش فرانسه بود.

ب) انقلاب اکتبر بلشویک‌های روسیه:

با پیروزی بلشویک ها و فروپاشی ارتش سزار در فوریه 1918، ایالت های بزرگی مانند اوکراین، استونی، لیتوانی، فنلاند و قفقاز، جدایی خود را از روسیه اعلام کردند. اندکی بعد آلمان از آنها حمایتت کرد و چندی بعد در مه 1918 عثمانی دریای سیاه را تسخیر و سرزمین هایی را از روسیه جدا کرد. ارمنستان و گرجستان نیز ادعای استقلال کردند. در اوت 1918 انگلیس ها بندر مورمانسک را در شمال غرب روسیه و ژاپنی ها بخشی از بندر ولادیووستک را در شرق روسیه اشغال کردند. ولی ارتش جدید سرخ به فرماندهی تروتسکی با تجهیز سه میلیون سرباز و انضباطی آهنین، همه دشمنان روسیه را غافلگیر و نهایتاً تا آنجا پیش رفت که در 30 دسامبر 1922 تولد اتحاد جماهیر شوروی روسیه را به جهان اعلام کرد.

ادامه دارد ...



همه پیوندها